سالمون

سالمون

آنچه اصل است، ابداً قابل رؤیت نیست.

در دنیا اگر نه پیغام و نام خدا بودی بنده را چه جای منزل بودی؟

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود
هوا گرفته‌ی عشق از پی هوس نرود

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم

غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت
ز خیل شادی روم رخت زداید باز



کپی برداری فقط و فقط با ذکر منبع. متشکرم.

اینستاگرام‌: mrz68.94

کلمات کلیدی

سر گرمی

پنجشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۳۷ ب.ظ

تا حالا به معنیش فکر کرده بودید؟

من تا الان (که یه مقدار برای ادامه‌ی برنامم بی‌حوصله شده بودم و ناخودآگاه کشیده شدم سمت تلویزیون؛ البته اولین بار نبود که اتفاق می‌افتاد) فکر نکرده بودم.

به نظرتون میشه براش انواع مثبت و منفی قائل شد؟...



من برم به ادامه‌ی برنامم برسم


۹۴/۱۱/۰۸
مرضیه

نظرات  (۹)

۰۸ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۴۷ شقایق رمضان پور
خب تو دنیایی که مجبوریم برای فرار از ندونستن ها به دارایی ها و لذت ها چنگ بزنیم سر گرمی هم چیز خوبی میتونه باشه...انگار هدف پرت شدن حواسمون از همه چیز رو به بهترین شکل ممکن انجام میده!!
پاسخ:
منظورت اینه که چیزایی هست که بهتره حواسمون ازشون پرت بشه؟ چون امکان دونستنشون نیست؟ حتی اگه مهم‌ترین چیزها باشن؟
۰۸ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۵۲ پوریا آریافر
خدایا تو قلب مرا می خریدلم را سپردم به بنگاه دنیاو هی آگهی دادم به اینجا و آنجاو هر روز برای دلم مشتری آمد و رفتو هی این و آن سرسری آمد و رفتولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرددلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکردیکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است!یکی گفت: چه دیوارهایش سیاه است!یکی گفت: چرا نور اینجا کم است؟!و آن دیگری گفت: و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتریو من تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟و فردای آن روز خدا امد و توی قلبم نشستو در را به روی همه پشت خود بست!


۰۸ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۲۶ محمد فائزی فرد
سر گرمی.
سرگرمی چیز خیلی عامیه، یعنی خب سرگرمی یه نفر ممکنه تفکر در مورد معادلات عجیب غریب فیزیکی باشه و تلاش برای حلشون.
ولی خب اگه بخوایم سرگرمی رو حتما این طور معنی کنیم که قراره سرمون رو گرم خودش کنه و هیچ فایده ی دیگه ای نداشته باشه، بازم گاهی خوبه. خصوصا آدمایی که بتونن تو مواقع خاص سرت رو گرم کنن. دی:
گاهی هم بده، وقتایی که قاتل زمان می شن.
پاسخ:
این مورد البته فکر کنم علاقه‌مندی یا همچین چیزی براش مناسب‌تر باشه
در حالت ایده‌آل اون حالت هم حتی به نظر من خوب نیست (که البته من هنوز با ایده‌آل فاصله دارم)
۰۸ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۲۹ محسن رجب پور
چقدر جالب، امروز در اتاق ما هم بحثی مربوط به همین مسئله مطرح شد، یکی از بچه‌ها گفت: ما برای سرگرمی! به این دنیا آمده‌ایم، آرمان از آن طرف گفت: اصلا اینگونه نیست و خلاصه جانم برایتان بگوید که بحث بالا گرفت که مجال بیان نتیجه نیست. (اکثر این صحبت‌ها ثمره‌ای برای طرفین بحث ندارد بلکه فقط به درد شنونده میخورد! خوب شنیدن هنر بزرگی است همانا)
خودم هنوز معنای دقیق و درست سرگرمی را نمی‌دانم و معمولا در این زمینه سوالات مقابل به ذهنم خطور میکند: 1- آیا دائم در حال تلاش و حرکت بودن به سمت هدف درست است یا نه؟  2- گاهی اوقات انسان نیاز شدیدی به رفع خستگی دارد با آن چه باید کرد؟
فعلا در این مرحله از زندگی به نظرم حرکت دائمی کار درستی است اما نمی‌دانم روشش چیست و برای پاسخ سوال دومم اینکه هدف از سرگرمی کسب انرژی و رفع خستگی است برای ادامه درست مابقی مسیر، اما خیلی از چیزهایی که اسمش را گذاشته‌ایم سرگرمی به عبارت درستتر سردرگمی است! چون باعث می‌شوند هدف اصلیمان را فراموش کنیم و درگیر چیزهای دم دستی شویم.
پاسخ:
شاید پاسخ در تفاوت سرگرمی و تفریح باشه
من روزم رو اینطوری برنامه ریزی میکنم، هشت ساعت کار، هشت ساعت تفریح و هشت ساعت خواب. به این پست از گزاره ها توجه کنید، برای من که خیلی مفید بوده.
http://gozareha.com/1391/11/14/works-prrty-rules/
پاسخ:
ممنون
درسته وقتی تفریح هم در جهت کمک به هدفهای اصلی قرار بگیره مفید میشه
کلمه به تنهایی میتونه معانی زیادی داشته باشه !! ولی از دید من گاهی مخالف " دلگرمیه" !! 
پاسخ:
بله درسته
۰۹ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۳۳ محمدرضا ...
من بهش فکر کردم .... اما به نتیجه خاصی نرسیدم ... آخه از هر جی که کلا خوشم اومد به عنوان سرگرمی یاد می کنم .... بعضی مواقع بین خوب و بدش نمی دونم کدوم رو انتخاب کنم آخه زشت هم هست توی یکی از نقش هاش ...
پاسخ:
من به این نتیجه رسیدم که کارایی تنها خاصیتشون گرم کردن سر آدم هست، اصلاً نباشند بهتره.
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۲۶ شقایق رمضان پور
داستان شطرنج باز رو خوندی؟
اگه نخوندی درباره ی یه فردیه که یه مدت خیلی طولانی تو یه زندون انفرادی بوده و تو تمام این مدت برای اینکه دیوونه نشه با خودش به طور ذهنی شطرنج بازی میکرده...منظور من از سرگرمی و خوب بودنش تو همچین شرایطی هست.
پاسخ:
راست میگی، برای منم شرایطی وجود داشته که نامطلوب بوده ان و تقریباً ناگزیر از قرار گرفتن توی اونا بودم و هر جور بوده سعی کردم سر خودمو گرم کنم تا حواسم پرت بشه و اون وضعیت تموم بشه.
اما اگه یه وضعیت نامطلوب ناخواسته ی دائمی برای یه نفر وجود داشته باشه میتونه کارایی انجام بده که اون رو نادیده بگیره اما به نظر من این اسمش سرگرمی نمیشه
منظور کلی من این بود که سرگرم شدن برای فرار از مهم ها و اصل ها خوب نیست. مثلاً در مقایس بزرگ تر (کلِ زندگی)، سرگرم مسائلی بشیم که هیچ وقت قرار نبوده اصل باشن و اصل رو یادمون بره
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۵۲ پرهون | Printemps
من دو سال سخت کار کردم. یه روز به خودم اومدم و دیدم در جریان این زندگی فقط یه نیروی بی سرانجامم. شغلم رو عوض کردم. الان برا خودمم. سر گرمی هام دست خودمه.
اینجوری که نوشتی سر گرمی: یاد نخود سیاه افتادم.
نمی دونمم چرا! :))
پاسخ:
چه خوب :)
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">