سالمون

سالمون

آنچه اصل است، ابداً قابل رؤیت نیست.

در دنیا اگر نه پیغام و نام خدا بودی بنده را چه جای منزل بودی؟

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود
هوا گرفته‌ی عشق از پی هوس نرود

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم

غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت
ز خیل شادی روم رخت زداید باز



کپی برداری فقط و فقط با ذکر منبع. متشکرم.

اینستاگرام‌: mrz68.94

کلمات کلیدی

آزادی*

دوشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۴، ۰۵:۵۲ ب.ظ

پرندهٔ آزاد
بر پشت باد می‌پرد
و در مسیر رود پرواز می‌کند
تاهمان مقصد همیشگی،
بالهایش در نارنجی نور آفتاب
غوطه می‌‌خوردند
پر دل و بی‌هراس آسمان را از آن خود می‌داند.

پرندهٔ دیگر اما
اسیر قفسی تنگ و تار
نمی بیند هیچ جز بیداد میله‌ها
بالهایش را چیده‌اند
پاهایش را بسته‌‌اند
از این روست که آواز می‌خواند.

پرندهٔ محبوس می‌خواند
و آوازش پر هراس است
هراس از آنچه نشناخته
اما آرزویش را به دل دارد
آواز او را می‌شود
از فراز آن تپهٔ دور شنید
چرا که پرندهٔ محبوس
آزادی را به آواز می‌خواند.

پرندهٔ آزاد در فکر نسیمی دیگر است
در فکر بادهای مساعد که از میان آهِ درختان می‌گذرند
در فکر کرمهای چاقی است که در چمنزار روشن از خورشید صبح منتظرند
او آسمان را از آن خود می‌داند.

پرندهٔ محبوس اما بر سر گور آرزو‌ها می‌ایستد
سایه‌اش فغانِ کابوس‌ را فریاد می‌کشد
بالهایش را چیده‌اند، پاهایش را بسته‌‌اند
از این روست که آواز می‌خواند.

پرندهٔ محبوس می‌خواند
و آوازش پر هراس است
هراس از آنچه نشناخته
اما باز آرزویش را به دل دارد
آواز او را
از فراز آن تپهٔ دورمی‌شود شنید
چرا که پرندهٔ محبوس
آزادی را به آواز می‌خواند.


شاعر: مایا آنجلو

مترجم: آزاده کامیار

* عنوان اصلی شعر: پرندهٔ محبوس

 

۹۴/۰۸/۱۱
مرضیه

نظرات  (۲)

چه زیبا...
پاسخ:
آزادی زیباست...
عکس و متن زیبا... :-))
پاسخ:
قابل نداشت :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">